رئیس بودن ساده س!؛ مثل یک پادشاه می شینین و دستور میدید و توقع دارین همه خیلی سریع دنبال اوامرتان برن. رهبر بودن اما، به این سادگیا نیس. یک رهبر مثل راهنمای سفریه که خودش هم همراه با مسافران سختیِ بالا رفتن از کوه و عرق کردن زیر آفتاب رو می کشه. جون کندی می گه: «رهبری و یادگیری از هم جداناپذیرند» و این یعنی هیچ وقت قرار نیس همه چیز رو در مورد مدیر بودن و مدیریت کردن بدونین! در این مقاله می خواهیم ۱۲ نکته عملی در مورد رهبری رو با شما در بین بذاریم تا به کمک اونا بتونین بهتر با تیمتون رابطه برقرار کنین، بیشتر به اونا انگیزه بدین و از همه مهم تر، مشوقشان باشین.

 

۱. اول همدلی

فرض کنین کارمندی دارین که همیشه کارش رو عالی تحویل می ده، اما این بار در انجام پروژه تاخیر کرده. بدقولی اصلا مثل شخصیت همیشگی اون نیس. به عنوان یک مدیر، از همدردی و مهربانی کمک بگیرین تا بتونین بفهمین کجای کار اشتباه بوده. به جای این که از هیچ نتیجه گیری کنین یا تو ذهن خود حدس بزنین چه اتفاقی افتاده، یک لحظه صبر کنین. یک نفس عمیق بکشین و جلوی قضاوتی که از درونتون می جوشه رو بگیرین. در مورد نتایج سخت گیر باشین و در مورد فرد، سهل گیر.

۱۲ نکته ی عملی واسه رهبری: حاصل ده سال تجربه ی مدیریت آموزشی

۲. بنا رو بر اعتماد بذارین

وقتی بی شا ئبه به تیم تون اعتماد می کنین، اونا هم کارشون رو عالی انجام میدن. مدیران بی تجربه عادت دارن در جزئیات کار اعضای تیمشون دخالت کنن؛ در حالی که باید وسیله ها و حمایت لازم واسه انجام کار به بهترین راه رو به اونا عرضه کنن. اگه در کار تیمتون دخالت نکنین ممکنه همیشه نگران باشین که نکنه کارا اشتباه پیش برود. اما طبق تجربه من، بیشتر کارمندان تموم سعی شون رو می کنن تا یک کار عالی و بی مشکل تحویل داده و اعتماد شما رو حفظ کنن.

۳. فرق میل و مهارت رو بدونین

دو دلیل کلی واسه خوب کار نکردن هست: کمبود مهارت و کمبود میل واسه کار. مشکل مهارت خیلی راحت با آموزش، تمرین و حمایت حل می شه. اما میل نداشتن واسه کار، کمی سخت تره. پر کردن جای خالیِ انگیزه اما زمان بیش تری می بره. باید واسه نفوذ بر انگیزه کارکنان خود زمان صرف کنین. متوجه هستن که کارشون چه تاثیری بر نتیجه پایانی داره؟ مشکلی دارن که مانعشان شده؟ به عنوان مدیر، پیدا کردن جواب این سوالات وظیفه ی شماس.

۴. به مشارکت تیمی نظم بدین

۱۲ نکته ی عملی واسه رهبری: حاصل ده سال تجربه ی مدیریت آموزشی

دیکته کردن چشم انداز کلی سازمان به کارکنان، شما رو به هدفتون نمی رساند. باید تیم تون رو در برنامه ریزی اهداف درگیر کنین و همیشه حواستون باشه که چی مانع از رسیدن اونا به اهدافشان می شه. سرپرست تیم من، جولی، یک انجمن هفتگی مخصوص اعضای تیم درست کرده که در اونجا همه می تونن از ترس هاشون بگن، ایده های سازنده شون رو با بقیه در بین بذارن و اینجوری کیفیت کارا رو بالا ببرن. وقتی تیمتون همیشه وضعیت موجود رو به رقابت می کشه (البته یک رقابت سازنده!)، یعنی شمام رهبر بهتری شدین.

۱۲ نکته ی عملی واسه رهبری: حاصل ده سال تجربه ی مدیریت آموزشی

۵. روشن و دقیق صحبت کنین

اگه کار ِ کم کیفیت از کارمندانتان بخواهید، کار ِ کم کیفیت تحویل می گیرین، چون که کیفیت ورودی شما مستقیما بر کیفیت خروجی تون اثرگذاره. اگه از یکی از اعضای تیم، خیلی کلی بخواهید تا «نظراتش» رو در مورد روند انجام کار با شما در بین بزاره، سخت می شه فهمید که اون بهترین ایده هاش رو رو کرده یا نه. بهتر اینه که دقیقا توضیح بدین که به چه دلیل اون کار این قدر مهمه، چه نگرانیایی دارین، مشتری کیست، چه جوری میشه کار رو بهتر کرد، و ترجیح میدید چه زمانی کار به اتمام برسه. یک کار خوب هم اینه که درخواستتان رو بگید و بعد این طور ادامه بدین: «به طور خاص می خوام روی X تمرکز کنی.» این ده دقیقه زمانِ اضافه ای که واسه توضیح دادن صرف می کنین به شما کمک می کنه تا بفهمین دقیقا از کارمندانتان چه می خواید و اینطوری کیفیت بازخورد اونا رو ده برابر کنین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ۱۵ ویژگی افرادی که از نظر عاطفی قوی هستن

۶. یک قفسه رو به کتابای مدیریت اختصاص بدین

کتابای روانشناسی و مدیریت به شما کمک می کنن تا سریع تر پیشرفت کنین.

به عنوان مقدمه اثر ِ پیتر دراکر، واسه ساخت چارچوب ذهنی «قوانین مدیریت» از رِی دالیو رو ، و «فانوس دریایی» رو واسه نکات عملی پیشنهاد می کنم.

۷. اول خونواده، بعد کار

۱۲ نکته ی عملی واسه رهبری: حاصل ده سال تجربه ی مدیریت آموزشی

۱۲ نکته ی عملی واسه رهبری: حاصل ده سال تجربه ی مدیریت آموزشی

شعار من اینه: اول خونواده. این یعنی هروقت یکی از اعضای تیم دچار یک مشکل خانوادگی لازم شه، این مشکل اولویت اول اون هستش. تعجب می کنین اگه بدونین که مسائل خانوادگی تا چه حد کارکرد شغلی رو تحت اثر قرار میدن. پس مطمئن شید که تیمتون میدونن که شما به زندگی خانوادگی شون هم به اندازه زندگی شغلی شون اهمیت میدید.

۸. چراها رو توضیح بدین

بله، مهمه که توضیح بدین که چه کاری و چه جوری باید انجام شه. اما مهم ترین هدف اینه که پذیرش و تایید تیم خود رو بدست بیارین. این تایید رو می تونین با توضیح چراییِ اهمیت داشتن یک مسئله کسب کنین. یک کارمند پرانگیزه می تونه پروژه ای رو که ممکن بود هفته ها به طول برسه، در چند ساعت تموم کنه. این شمایید که میزان پیشرفت خود رو انتخاب می کنین.

۹. کار رو از اونِ خود بدونین و اقدام کنین

به عنوان رهبر تیم، وظیفه شماس که تیم تون رو به چشم مشتری هم ببینین و از اونا هم مثل مشتریان بازخورد بگیرین. اگه اعضای تیم مشکلی رو گوشزد می کنن، شما مسئول حل اون هستین. با تیم تون صحبت کنین تا مطمئن شید که مشکل رو خوب متوجه شدین. بعد به طور منظم تیم تون رو در جریان سعی هاتون واسه حل مشکل بذارین، دنبال راه حل بگردید و آخرسر راه حلی که پیدا کرده این رو با تیم هم در بین بذارین.

۱۰. به اعضای تیم تون سر بزنین

واسه بازخورد دادن در مورد کارکرد تیم، تا زمان بازخورد هرساله منتظر نشینین. سر زدنای همیشگی و ارائه نظرات تون در مورد کارکرد تیم، باعث می شه همه انگیزه داشته باشن و در راه درست هم حرکت کنن.

۱۱. رهبرهای مورد علاقه تون رو الگو بذارین

مدیر محبوب من، استیو ادامز، رهبریه که چند سال الگوی من بوده. اون سه نکته ساده اما به درد بخور در مورد رهبری به من یاد داد:

  1. تموم توجه تون رو بر هدف مشترک تیم متمرکز کنین.
  2. انتظار نتایجی با سطح بالا داشته باشین.
  3. به طور منظم از اعضای تیم تون بپرسید که چه جوری می تونین بهتر کمکشون کنین.

اگه یک رهبر تازه کار هستین، همین سه پند ساده می تونن کلی کارتون رو بهتر کنن.

۱۲. چیزای کوچیک هم اهمیت دارن

توجه کردن به تعطیلات، رویدادهای مذهبی، و وقایع خاص مثل تولدها، جون تازه ای به رابطه شما با اعضای تیم تون می بخشه. اگه کارمندی دارین که اهل یک منطقه خاصه، می تونین چند جمله ساده از زبون یا گویش اونجا رو یاد بگیرین. اعضای تیم تون کلی کیف می کنن وقتی با سلام علیک کردن به زبون محلی شون سورپرایزشان کنین! شاید خیلی از مدیران این کارا رو بی اهمیت بدونن، اما همین چیزای کوچیک هستن که نتایج تون رو بهبود می بخشن.

منبع : forbes

جلسات کاری رو تبدیل به وسیله موفقیت خود کنین


۳

دسته‌ها: آموزشی